یوسف پیامبر بانگاه قرآنی
71 بازدید
تاریخ ارائه : 7/8/2012 10:47:00 PM
موضوع: علوم قرآنی

 

«بسم الرحمن الرحیم»

 

 معرفی حقایق و زیبایی های قرآن، خدمت بزرگی به  قرآن وپیروان آن است. کسانی که چنان فرصتی خدایی روزی شان گردد بسی خوشبخت بوده و باید ممنون ومدیون قرآن وصاحب آن باشند .بی تردید هرچه کار سخت تر وسرمایه گذاری حیثیتی تر بوده وازطرفی با اخلاص تر والاهی تر باشد در مقیاس الهی ارجمند ترو در دل ها مانا تر است .تفسیر با تصویر با بهره بردن از  صفحه ی جادویی هنر هفتم وسیما مصداق رنگ آمیزی خدایی ودمیدن روح در کالبد بی جان ابزار است . « صبغة الله و من احسن من الله صبغة » . از بارز ترین مثال ها برای هنر متعهد _که آبی است بر کویر تشنه دل ها و اخگر ؛ بلکه شعله ای است بر جان بیداد گران و دژخیمان ، همانا بصری کردن پیام ها وآموزه های حیات بخش قرآن با استفاده از زبان هنر است . قالب هنر؛ البته اگر هنر باشد ، خاصیتش آن است که محتوا و مظروف  خود را بسته به نوع و درجه  بیمه ، ماندگار ، جاودانه و حتی ابدی می کند !!

 سریال تلویزیونی یوسف پیامبر (ع)  با موضوع زیباترین قصه ی قرآن« احسن القصص » ؛ داستان حضرت یوسف ، مدتی است از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود . قرآنی بودن سریال مارا برآن داشت تا چند نکته ای درباره ی آن یاد آوری کنیم :

1-داستان ،زیباترین داستان قرآن و قهرمان آن با اتکا به روایات ، تاریخ و متون ادبی- زیبا ترین انسان زمان خویش است . « نحن نقص علیک احسن القصص » .

2-قرآن کریم داستان یوسف وبرادرانش را داستان راستان وراستین و عبرت آموز ، اما برای مغز داران و خرد مندان دانسته است . عبرت ، همان آیینه ی تمام نمای زندگی گذشتگان است که تمام خوبی ها وبدی ها ، باید ها و نباید ها ، کام روایی ها و ناکامی ها ، پیروزی ها و شکست های آنان  در آن  منعکس است و انسان خردمند با ابزار اندیشه و تفکر هم آن هارا با دقت می بیند ، و هم چرایی های آن ها را کشف و استخراج می کند تا فر آورده آن را برای دست یابی به زندگی سالم وخوش فرجام بکار بندد ؛ و روشن است که این کار از افراد پوک وپوچ و بی مغز ساخته نیست ؛ بلکه نخبگان ، مغز داران و ارباب تفکر توانای بر این هنرند : « لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب ما کان حدیث یفتری » . وتبیین و تفصیل هر چیزی است که در هدایت وسعادت انسان نقش دارد « ولکن تفصیل کل شیئ » . اما هدایت و رحمت برای مؤمنین است « وهدی ورحمة للمؤمنین » . ( یوسف/111 ) .

3-یوسف مقام رفیع پیامبر الهی داشته ، و از ویژگی های قطعی انبیا الهی در آموزه های شیعه عصمت است .

4- آنچه از زندگی حضرت یوسف در قرآن آمده کلی است وبخشی ؛ جزئیات زندگی و جزئیات داستان ایشان  و همچنین تمام زندگی وی در قرآن کریم نیامده است . تنها به بخش هدایت گری و  انسان سازی آن اکتفا شده است .  

5- داستان حضرت یوسف در قرآن از مصادیق خبر های غیبی است که خدای تعالی آن را در قرآن  برای پیامبر و از آن رهگذر برای توده مردم با هدف پند آموزی  الگونمایی و الگو پذیری و قهرمان پروری در عرصه ی خدا پرستی وارزش های اخلاقی گزارش فرموده است . « ذالک من انباء الغیب نوحیه الیک » (یوسف/102 )

6-داستان حضرت یوسف در قرآن کریم سرشار از ارزش و معرفت های متنوع الهی، انسانی وزندگی سازاست . از آن جمله است :

توحید ، اوصاف الهی از قبیل :عدل، حکمت ، عزت ، قدرت ، احسان و منت ، رأفت ، هدایت « لقد کان فی یوسف وإخوته آیات للسائلین » ( یوسف/7 ) ؛ از طرفی خدا پرستی، مبارزه با شرک وبت پرستی ، نبوت، امامت، انتظار ، معاد  ، توکل ، توبه ،شکیبایی در مصایب وسختی ها ، بردباری ، پاک دامنی ، نفس کشی ومالکیت بر نفس در عرصه های شهرت وقدرت وشهوت ، دانایی ، راستی ودرستی ، ایثار وگذشت، گره گشایی ، غیرت وحمیت درمسایل خانوادگی وخویشاوندی، مهرورزی ، راز داری وامثال آن . « قال انا یوسف وهذا اخی قد من الله علینا إنه من یتق و یصبر فإن الله لایضیع اجر المحسنین » . ( یوسف/90 ) .

زندگی حضرت یوسف ( ع ) به دو قسم می شود :

1-آنچه در قرآن کریم آمده و آن نمای کلی است ؛

2-آنچه در قرآن نیامده وآن جزئیات زندگی او است.

در باره ی بخش قرآنی زندگی آن حضرت نکاتی یاد آوری شد.

سریال یوسف پیامبر تلفیقی از هردو بخش است ؛اما محور این گفتار تطبیقات قرآنی فیلم است :

در اینکه سازندگان و دست اندر کاران این اثر قرآنی با نیت خالص وخدا پسندانه ای به دنبال تولید چنین سریالی بوده اند هیچ تردیدی نیست . در این ویژگی کارگردان محترم جناب آقای فرج الله سلحشور نمود بارزی دارد. تلاش و هماهنگی های فراوان با امکانات ، شرایط واعتبارات در حدمقدور ، نیز دست به دست هم داده تاسریالی بانمره ی خوب تولید شده و به یکی ازدرخواست های ملی پاسخ داده شود . پس نفس کار، ارزشمند است . اینکه عده ای هنرمند متعهد بدون واهمه از انبوه  مشکلات ، کم مهری ها و حتی سرزنش ها و زخم زبان ها برای به صحنه آوردن دین ومذهب و قرآن به ویژه در زمانی که دنیای غرب معتبر ترین سند هویت اسلام و مسلمین ؛ قرآن را هدف قرارداده ، رنج ها ورنجش هارا به جان خریده ودر این مسیر مردانه وجانانه گام برداشته اند باید به آنان آفرین گفت و بهترین درود هارا نثارکرد ، خدا قوتی داد و عملا با بضاعت تمام به کمک آنان شتافت واز هیچ کمکی دریغ نکرد .

طبق آنچه متولیان امر و خصوصا کارگردان محترم گزارش داده اند منابع فراوانی از شیعه و سنی و کتاب مقدس دیده شده ومورد استفاده قرار گرفته است . که میزان و پایه در تفسیر قرآن به درستی، «المیزان» بوده است . حدود چهار سال تحقیق و تفحص در متون واسناد با استفاده از کارشناسان خبره و مشاوران ، مؤسسات و نهاد های قرآنی و فرهنگی پشتوانه ی متقنی برای فیلم نامه ای 2000 صفحه ای است .

تاکنون که 24 قسمت از 45 قسمت نمایش داده شده است عموما موافق با معارف قرآن ودین بوده است ، اما چند نکته است که یاد آوری آن خالی از فایده نیست و هرگز هم از ارزش کار نمی کاهد ، بلکه تذکر آنها سبب خواهد شد که پرسش یا اندک شبهه ای اگردر فکر و ذهن ها نقش بسته و هنوز در  خاطربینندگان زنده و تازه است ، تبیین و رفع گردد .

 در قسمتی از فیلم داخل زندان زاویرا ، روزالسیف «یوسف» از ایناروس ؛ ساقی شاه ؛ که در آستانه ی رهایی اززندان است ، درخواست می کند تا به شاه یاد آورشود یوسف یک زندانی بی گناه است ومستحق رهایی؛ حتی طبق قوانین خود آن ها . در اثناء این در خواست یوسف یاد خدارا فراموش می کند و فرشته ی مأمور الهی به یوسف اعلام کرد : به کیفر آن درخواست وفراموشی هفت سال در زندان میمانی!آقای مصطفی زمانی بازیگرنقش یوسف پیامبر با چهره ای بر افروخته و چشمانی اشکبار که گویای توبه و ندامت شدید از ارتکاب گناهی بزرگ بود درجمع زندانیان برزبان آورد : « خطا کردم ، اشتباه کردم » .

1-چنانچه یاد آوری شد ، یوسف پیامبربود وعصمت از خطا و اشتباه ویژگی جدا ناپذیر هر پیامبری است . نسبت دادن صریح خطا و اشتباه به پیامبر خلاف این باور مسلم است ؛ ولی باید توجه کرد که ، اولا :چنین نسبتی را خود به خویش می دهد نه دیگران تا شبهه منافی با مقام عصمت بودن پیش آید . و ثانیا : این ادبیات با لسان پاکان خدا بیگانه نیست . امام زین العابدین ( ع ) در دعای شریف ابوحمزه ی ثمالی می فرمایند: من نافرمانی خدای آسمان کردم؛ «أنا الذی عصیت جبار السما» . یا امام حسین ( ع ) در دعای عرفه می فرمایند : من خطا کردم ؛ « انا الذی أخطأت » . پس اعتراف آن بزرگواران به خطا و اشتباه  و گناه در پیشگاه ذات باری تعالی همان چبزی تیست که مردم معمولی به خود و همانند خود نسبت می دهند .

اما یک نکته را نباید از یاد برد ؛ و آن رعایت حال مخاطب عام است . آنچه بیننده ی نا آشنای به مبانی از « خطا کردم » و « اشتباه کردم » می فهمد ، همان مفهوم مأنوس و مألوف است که بی تردید با مقام عصمت ناسازگار است . با همه ی احترامی که برای دیدگاه برادران دست اندر کار سریال قایل هستیم ، ولی اگر کلمات دیگری به جای آن ها بکار می رفت که شبهه بر انگیز نبود بهتر بود .

2-با اینکه کارگردان محترم طراز را در تفسیر « المیزان » دانسته ، اما در سریال در آیه ی 42 سوره ی یوسف اشتباهی پیش آمده و ضمیر در « انساه » و « ربه » را به یوسف برگردانده است و مضمون آن این است که شیطان سبب شد تا یوسف یاد پروردگار خود را فراموش کند ؛ در صورتی که در ترجمه و تفسیر « المیزان » به « للذی » برگردانده است که مراد همان زندانی ساقی شاه یا ایناروس می باشد ؛ و مقصود آن است که شيطان از ياد رفيق زندانى يوسف محو كرد كه نزد ربش « پادشاه » از يوسف سخن به ميان آورد و این معنی درست و موافق با « المیزان » است .  البته ،این اشتباه درجای خود مهم است و امیدواریم کارگردان متعهد و کارشناسان مذهبی و قرآنی فیلم در این باره توضیح داده تا شبهه ای پیش نیاید .

 بی تردید مواردی اینچنین در ساخت مجموعه ای به این عظمت شاید امری اجتناب ناپذیر باشد ؛ و شاید در آینده نیز ایراد هایی پیش آید ، اما آنچه کار را آسان می کند صداقت و قصد خدمت سازندگان فیلم است و اینکه هیچ گونه انحراف و غرض ورزی ای در بین نیست .

در پایان دو توصیه راجع به دو چیز ضروری است : انصاف و انتقاد پذیری . سروران و عزیزانی که فیلم را نقد می فرمایند همه جانبه ، کارشناسانه و منصفانه باشد . به هر حال ، هر کس وارد چنین میدانی نمی شود و ترجیح میدهد نان به نرخ روز بخورد ؛ پس قدر کارهای اینچنینی و چنین هنرمندانی اندک و گران بها را باید دانست .

 مجموعه عوامل دست اندر کار ساخت سریال به ویژه به نور چشممان جناب آقای سلحشور را به بردباری و سعه صدر فرامیخوانیم و اینگونه نباشد که خدای ناخواسته با پاسخ های یکسان در برابر ایرادات عالمانه و دلسوزانه مایه ی دلسردی منتقدان شویم .

اللهم و فقنا لما تحب و ترضی